محمد باقر النجفي

53

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

آنها در اين حوزه از تحوّل تاريخى ، نه از امنيّت جانى برخوردار بودند و نه از فقرِ رو به تزايد مفرى داشتند . آنها چشم به مبدأيى دوخته بودند كه با آنها سخن از رستگارى مىگفت و قلبشان را به حصول حقيقت و اشراق عالم معنى ، اطمينان مىبخشيد . 3 / ب : كاروان ابوسفيان ؛ بهانه‌جويى قريش تمامى تاريخ‌نويسان از كاروان تجارتى قريش يادها كرده و وجود آن را يكى از موجباب وقوع حادثهء بدر دانسته‌اند . اما جاى تأسّف است كه عموم مورّخان مسلمان و اسلام‌شناسانِ بىشمار ، در طىّ قرن‌ها و نسل‌ها ، بىتأمّل كاروانِ مزبور را در معرض هجوم مسلمانان قلمداد كرده‌اند تا خروج قريشيان را از مكّه به بدر ، « دفاع قريش از كاروان » بخوانند . در حالى كه اگر بر كلمات عنوان اين فصل يعنى : « بهانه‌جويى قريش » دقّت كنيد و به ظرافتِ نقد تاريخى نظر اندازيد ، درمىيابيد كه حقير پس از شك بر صحّت جهات و انگيزه‌هايى كه سيره‌نويسان و مورّخان قديم در تنظيم سند به ما القا كرده‌اند ، اسناد تاريخى را دوباره‌نگرى نموده ، با نكته‌سنجى و ملاحظهء زواياى تاريك اسناد مربوط ، به نتيجهء ديگرى رسيده و آن را بهانه‌جويى قريش خوانده‌ام : ابن‌سعد و ابن‌هشام و واقدى و بيهقى تصريح كرده‌اند : كاروان تجارتى ابوسفيان از شام به سوى مكّه باز مىگشته كه خبر آن در مدينه منتشر شده است . كاروان حامل يكى از بزرگترين محموله‌هاى بازرگانى قريش از شام به مكّه و متعلّق به بازرگانان قريش مكّى بوده است . « 1 » واقدى در اهمّيّت چنين محموله‌اى مىگويد : « و كانت العير ألف بعير ، و كانت فيها أموال عظام ، و لم يبق بمكة قرشي و لا

--> ( 1 ) . ابن‌سعد ، « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 11 ، چاپ دار صادر ، بيروت ، ذيل عنوان « غزوة بدر » ؛ ابن‌هشام ، به نقل از ابن‌اسحاق ، « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 257 ؛ واقدى ، « المغازى » ، ج 1 ، ص 19 ؛ بيهقى ، « دلائل‌النّبوّه » ، ج 2 ، ص 224 ، ترجمهء پارسى .